و پا و ساقِ پای ایشان کشیده شد تا آنجا که از مسجد جامع بیرون رفت در حالی که مردم مینگریستند. سپس آن را دیدند که از دروازههای کِنده و اطراف سَکون (محلههای کوفه) در بیابان بیرون رفت، سپس در همان دم آن را بازگرداند و فرمود: «هرآینه خبرِ پسرِ هند و آنچه با او کردم به شما خواهد رسید!»
پس اخبار از دمشق رسید که پا و ساقی از درِ کاخ معاویه وارد شد در حالی که آنان به آن مینگریستند، تا اینکه به سینهاش رسید و او را از تختش با مغز سر (با فرقِ سر) به زمین کوبید، سپس بازگشت.




