مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

اخـبار الکـوفـیات - عبدالله بن موسی التنوخی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 44 من 72

با قاطرش از کوهی بالا رفت که گنجشکِ پرنده نیز تابِ پناه بردن به آن را ندارد، و من از پشتِ سرِ ایشان می‌رفتم. پس چون به همواریِ آن رسیدیم، ایستاد و من پیاده شدم، پس رکابِ ایشان را گرفتم و پیاده شد و فرمود: «ای جابر، برو آبی بیاور تا بنوشم»

جابر گفت: [گفتم] از کجا؟ فرمود: از آنجا در زیرِ آن درخت.

جابر گفت: پس به سمتِ راستِ خود رفتم، ناگهان دیدم آب و درختی است. پس آب برداشتم و نگریستم، ناگهان غاری دیدم که دیواری بر آن ساخته شده بود، و ناگهان هشت تن را دیدم که خفته بودند و سگِ دورنگی [سیاه و سفید] که پیشِ رویِ درِ غار آرمیده بود. پس حیران ماندم و به سوی سرورم بازگشتم.

فرمود: تو با من سخن می‌گویی یا من با تو سخن بگویم!

گفتم: سخن گفتن از جانبِ شما نیکوتر است ای سرورم.

فرمود: به سویِ غار بالا رفتی؟ گفتم: آری ای سرورم.

پس فرمود: آنان برادرانِ مؤمنِ تو هستند، ای جابر با ما برخیز.

جابر گفت: پس سرورم برخاست و به سویِ چشمه آمد و با دستِ خود آب پاشید و نوشید و به سویِ غار نگریست.

الصفحة 44 من 72