پس گفتم: «ای سرورم، تو در برکهای و تو اینجایی!» فرمود: «ای سلمان، منم و من آنجایم و در زیرِ هر چیزی هستم.» سپس با پایِ خود بر زمین کوبید، ناگهان از آنجا مردی بیرون آمد. پس [امیرالمؤمنین] فرمود: «تو کیستی؟» گفت: «من میمون بن مبارک، یارِ علی هستم.» فرمود: «و علی کجاست؟» گفت: «همانا تویی.» سپس فرمود: «و آیا علی نزدِ شماست؟» گفت: «علی نزدِ ماست و او اینک آنجاست.»
فرمود: «ای سلمان، برای من چه بسیار میمون و مبارکهایی مانندِ این است.» و [آن مرد] به جایگاهِ خود بازگشت و ما نیز از همانجا که آمده بودیم به جایگاههایِ خویش بازگشتیم.




