مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

اخـبار الکـوفـیات - عبدالله بن موسی التنوخی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 22 من 72

آنکه او را از من می‌دزدد. پس گفتم: هم‌اکنون او را هلاک می‌کنم. گفتم: پس آن آهو کجاست؟ فرمود: اینجاست ای جابر. و ناگهان دیدم آن آهو بر زمین افتاده است، گویی سال‌هاست که مرده است.

پس گفتم: و آن نهری که از آن آب نوشید چه بود؟ به من فرمود: آن نهری است مباح برای دوستانم، که در سرزمین سند و هند امتداد دارد، و اگر بخواهم این دنیا را پر کنم، هرآینه در یک لحظه آن را پر می‌کردم. ای جابر، همانا شیر به سوی تو آمد.

صاحبِ حدیث گفت: آنان در فضای بازِ لشکر پیش آمدند و آن درنده پیشاپیشِ آنان بود. جابر گفت: پس چون در پیشگاه امام قرار گرفت، ایشان با دست خود ضربه‌ای زد و سر را از دهانِ او گرفت و محکم بر زمین کوبید، و ناگهان آن سر به سوی آتش سوزان فرو افتاد. سپس با پای خود بر زمین کوبید و ناگهان زمین تا قعرِ خود شکافته شد، و ناگهان آتش در زیرِ آن تا مرز هفتمین طبقه زمین نمایان شد.

سرورم فرمود: بنگر ای جابر. جابر گفت: پس نگریستم و ناگهان گروهی ایستاده را دیدم که با دستانشان اشاره می‌کردند و می‌گفتند: ای سرورِ ما، ای علی، ای امیرالمؤمنین، امان! امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: دور شوید و با من سخن مگویید1. سپس سرورم فرمود: در

الهوامش

1سوره مومنون،آیه 108
الصفحة 22 من 72