مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

اخـبار صـفینیات - محـمد بن عـلی جـلی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 95 من 132

و من به سویِ مولایِ خویش بازگشتم. پس مرا فرمود: ای حارث، آیا آن لعنت شده را دیدی؟ عرض کردم: ای مولای من، تو داناتری.

پس فرمود: همانا جایگاهِ او در لعنت به همراهِ معاویه، همچون ابلیسِ ابلیسان است؛ سَکَد و سَدْفَن. و سَکَد چنین می‌پنداشت که سَدْفَن در کارِ او گرفتار و ذلیل است و او بود که بر این امر اصرار می‌ورزید، و بر هر غلبه و چیرگی در پیِ او می‌رفت؛ و اگر او آهنگِ بازگشت از فرمانِ خویش می‌کرد، وی او را بدان بازمی‌گرداند و آن را در چشمِ او آسان و نیکو جلوه می‌داد. و با این همه، چنان ایمانی به وی آشکار می‌نمود که استواریِ کار و راستیِ حالِ او را آشکار می‌کرد، در حالی که با این حال، گردشِ روزگار و بلاء را بر او می‌طلبید؛ و عمرو و معاویه نیز چنین بودند.

و همانا عمرو به سوی معاویه بازگشت و گفت: ای پسر ابوسفیان، تو را آگاه می‌کنم. پس معاویه گفت: بگو ای پسر عاص! گفت: حارث مرا فراخواند و من به سوی او بیرون شدم، ناگهان دیدم او بر اسبِ تو سوار است و اسبِ من نیز در کنارِ اوست؛ و از تمامیِ آنچه میانِ ما در وادیِ شام گذشت با من سخن گفت، تا آنجا که هیچ کلامی از آنچه بر زبان راندیم فرو نگذاشت مگر آنکه آن را بازگو کرد؛ و من نیز او را چنین و چنان پاسخ دادم.

الصفحة 95 من 132