مشورت میگردد. پس هرگاه از من سخنی ببیند که بدان حالتی را اراده کردهام - که به او مینمایانم از درِ خیرخواهی است، حال آنکه در سرّ و باطنِ خویش در هر حالی مکر و فریبی را اراده کردهام .
پس او آن مکر را از ضمیرِ پنهانم میداند، اما به هیچیک از خواصِ خویش نمیگوید که عمرو چنین و چنان اشاره کرد و از آن چنین و چنان را اراده نمود؛ بلکه آنچه را بدان اشاره کردهام انجام میدهد، تا آن گرفتاری و بلایی که برای او اراده کرده بودم، بر سرِ خودم فرود آید، و در کنارِ او در رنجی دراز و اندوهی نهفته و فغانی پردرد گرفتار بمانم. و همانا من او را بر مهلکهای برمیانگیزم که هلاکتِ او را در آن میجویم، اما آن مهلکه بر من میآوارَد و به هلاکتِ من میانجامد.
پس گفتند: وای بر تو ای عمرو! آیا علی بن ابیطالب در نزد تو چنین مقام و منزلتی دارد؟ پس گفت: آری، و بس بزرگ تر از این؛ و اگر بخواهم بگویم که او هماکنون با ما حاضر است، و در میان ما چشمی بینا و گوشی شنوا و حفظ کننده دارد، بیشک سخن به حق گفتهام.
پس تمام این سخنان از عمرو به آنان که در محضر او بودند جاری میگشت، و امیرمؤمنان در همان حال به من میفرمود: ای زادان، فلان و فلان بر عمرو وارد شدند و بدو چنین و چنان گفتند، و او نیز به ایشان چنین و چنان پاسخ داد. پس به ایشان عرض کردم: ای آقای من! گویی تو در میان آنان حاضری! پس فرمود: ای زادان، همانا من از روزی که ایشان را آفریدم، بدانچه سخن میگویند آگاهم، پس مینگرم که آفرینش آنان چگونه بوده است. پس گفتم: ای مولای من، أمر تنها از آنِ توست!




