مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

اخـبار صـفینیات - محـمد بن عـلی جـلی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 78 من 132

هنوز سخنِ عمرو به پایان نرسیده بود که اسب جهید و او را از دلِ گودال برهانید و بر روی زمین بازآورد. چون معاویه چنین دید، اسب خویش را بتاخت تا به قُبّه رسید و در آن درآمد و پرده‌دارِ خویش را گفت: «عمرو را از ورود بر من بازدار.» 

پس مولایم فرمود: ای زادان، همانا او با معاویه و فرزندش و هرآن‌که با او بود، رازی در میان داشت که آن را کسی جز مولایت علی بر آن آگاه نیست؛ و برای معاویه خلافِ آن را آشکار می‌ساخت؛ اراده کرده بود که او را به رنج و مشقت افکند ، از آن‌رو که از آنچه در نفس خویش داشت با وی به راستی سخن گفته و آن را بر او افشا نموده و آگاهش کرده بود، همان‌گونه که عمرو بیان داشت؛ سپس به من پناه آورد ، و در آن هنگام بود که رهایی را برای او دیدم.

و همانا عمرو در طلبِ معاویه شتابان می‌تاخت تا شمشیر خویش بر او نهد، پس چون معاویه به سراپرده‌ی خویش درآمد، بازگشت. و بنی‌امیه و اهل شام بر او وارد شدند و گفتند: ای امیر مؤمنان! عمرو برای تو بر چنین خیرخواهی و کوششی استوار است و جان خویش را در پیشگاهت نثار می‌کند، و تو می‌گویی خاک بر او بپوشانید؟

پس گفت: همانا من می‌دانم عمرو از آن هنگام که از حجاز بر ما وارد شده، با معاویه چه در سر دارد؛ و اگر او را فرصتی دست می‌داد، بی‌گمان دوستدارِ معاویه به گمراهی می‌افتاد؛ و همانا او از آن‌وقت که با علی آشکارا به ستیز برخاستم، در پیشگاه شما گفتاری نیکو جلوه‌گر می‌سازد و مرا بر پیکار با او برمی‌انگیزد.

او اکنون سخنی در میان ‌آورد که: «اگر بر تو فاش می‌کردم آنچه را علی بن ابی‌طالب بر تو خواهد آورد»؛ و با این سخن، مخالفتِ شما بر من و پیروی‌تان از فرمانِ خویش را

الصفحة 78 من 132