« معجزهای که مولی در روز شهادتِ عمار بدو مینمایاند »
و از او روایت است که گفت: حسین بن حمدان خصیبی خداوند روحش را قدسی گرداند مرا حدیث کرد از جعفر بن محمد بن مالک، از پدرش محمد، از جدش مالک، از سالم بن عوف عبسی، از کثیر بن محبوب مدنی، از زیاد بن صعب، از حارثة بن نعمان، از عمار بن یاسر که گفت: چون پایانِ آن شبی فرا رسید که مولایم در آن، آنچه را به من نمایاند نشانم داده بود، مرا به نزد خویش خواند و فرمود: ای عمار، همانا تو در سپیدهدمِ این روز غایب خواهی گشت؛ پس از آنچه از قدرتِ مولای خویش میبینی، سخن بگو.
راویِ حدیث گفت: همانا عمار چون نماز فجر را با امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- به جای آورد، به حاضرانِ خویش روی نمود و آغاز به روایتِ این دو خبر کرد، و آن سخنان از او نگاشته میشد.
عمار گفت: پس عرض کردم ای مولای من، هرگاه عمار را در سپیدهدمِ این روز غایب میگردانی، پس از آن چگونه خواهد بود؟
پس فرمود: آن سرانجام در حضرتِ مولای تو خواهد بود که به نامی جز عمار خوانده شوی. پس گفتم: آیا این به رضای توست؟ فرمود: آری ای عمار! پس برای او به سجده درافتادم؛ فرمود: سر بردار. پس سر برداشتم. مرا فرمود: همانا سپاه معاویه بس عظیم




