پس به موسی فرمود: ای موسی، از او بازپرس در آنچه بدو ابلاغ نمودی! پس وی را گفت: آیا تو را نگفتم که همانا علی بن ابیطالب غایتِ موسی و هر آن که پائینتر از اوست میباشد؟ گفت: آری!
پس به عیسی فرمود: ای عیسی، از او بازپرس در آنچه بدو ابلاغ نمودی! پس وی را گفت: آیا تو را نگفتم که همانا علی بن ابیطالب غایتِ عیسی و هر آن که پائینتر از اوست میباشد؟ گفت: آری!
پس به محمد فرمود: ای محمد، از او بازپرس در آنچه بدو ابلاغ نمودی! پس وی را گفت: آیا تو را نگفتم که «هر که من مولای اویم، پس علی مولای اوست»؟ گفت: آری! پس گفتم: ای سرورم، آیا معاویه در هر مقام از اینان به او ابلاغ نگشته و ایمان نیاورده است؟ فرمود: آری ای عمار، و در قُبّهی آدم و پیش از این بارها به او ابلاغ شده ، اما او هرگز ایمان نخواهد آورد. پس گفتم: ای مولای من، پس او را مهلت مده و در عذابش شتاب کن!
پس فرمود: ای عمار، جز این نیست که میخواهم به واسطهی او، هر آن کس را که از سِنخِ اوست و چون او مخالفت ورزیده، بیآزمایم و او را بر ایشان حجت گردانم؛ ای عمار، از او بازپرس!
پس گفتم: وای بر تو ای معاویه، تا به کی مخالفت بر مولای من؟ آیا از عذاب او نمیهراسی؟
پس معاویه گفت: ای عمار، معاویه کِی از عذاب او رسته است؟ همانا او مرا بارها در انواع عذاب غرق ساخته است؛ نجاست و گیاهان را میخورم و در مردارها و پلیدیها




