مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

اخـبار صـفینیات - محـمد بن عـلی جـلی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 51 من 132

« روایت طِرِمّاح و مالک اشتر »

و از او که خداوند روانش را قدسی گرداند روایت است که گفت: شیخم و سرورم، ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی که خداوندِ بلندمرتبه مقامش را ارجمند بدارد از جعفر بن محمد به اسناد خویش از سهل بن حنیف و او از طِرِمّاح بن عَدی مرا حدیث کرد که گفت:

در روزِ «شرطة‌الخمیس» بر مالک اشتر گذشتم، در حالی که بارِ گرانِ کارزار بر دوشِ او و کسانش بود. در دستش تیغی یمانی بود؛ چون آن را فرود می‌آورد، دل‌ها از هیبتش به لرزه می‌افتاد و چون آن را برمی‌افراشت، نزدیک بود که شعاعِ آن، دیدگان را خیره سازد. او شمشیر می‌زد و رجزخوانان می‌گفت: «گرداب‌های بلایی است که زدوده می‌شود.»

گفت: پس از شأنِ او در شگفت شدم و رجزخوانی‌اش مرا خوش آمد؛ پس گفتم: ای مالک، خداوند تو را از جانب اسلام و امیرالمؤمنین پاداشِ خیر دهد. او گفت: ای طرماح، همانا علی در این روز مرا به رنج و خستگی افکنده است. گفتم: به چه سبب؟ گفت: او مدام مرا می‌گوید: «ای مالک، حمله بَر تا من و قومم طعامی تناول کنیم.» سپس بازمی‌گردم در حالی که مبتلاء و گرفتار شده‌ام، اما باز می‌فرماید: «ای مالک، حمله بَر.» پس من حمله می‌برم و او حمله نمی‌برد و ملول نمی‌گردد ؛ و همانا در این روز

الصفحة 51 من 132