پس عمرو بدو گفت: برخیز و چنان نمای که آنچه در این باب ادعا میکنند خلافِ واقع است، و خویشتن را در میانِ مردمان رسوا مگردان؛ چه من نیک میدانم که مالک تو را به بند کشیده و بر علی بن ابیطالب درآورده است، و او بر تو مِنت نهاد و مهلتت داد تا امر و تقدیرش در میانِ این دو گروه که با ما و اویند، نافذ گردد.
پس او را بر اسبی نهادند و به میانِ لشکریانش بازآوردند؛ و چنین روایت شده است که وی بیست و پنج روز در حالِ بیهوشی بماند، در حالی که از رنج بر خویش میپیچید و مینالید و چون به هوش میآمد، میگفت: «وای بر تو ای عمرو! این علی بن ابیطالب و مالک اشتر است.»
پس عمرو هیچیک از بنیامیه و اهل شام را بر او درنمیآورد تا مبادا رازش فاش گردد . و این از جمله براهین و آیات او بود که در ایامِ صفین -عَزَّ عَزُّهُ- آشکار ساخت.




