مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

اخـبار صـفینیات - محـمد بن عـلی جـلی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 46 من 132

حرب و پیکار چنان جدیت و تلاش می‌نماید که هیچ‌کس به اندک خواسته‌ای از علی و همراهانش نائل نمی‌شود.

پس همنشین او عمرو گفت: ای معاویه، این اشتر است که در بندِ اسارت است! معاویه گفت: وای بر تو، چه می‌گویی؟ گفت: اینک اوست! معاویه به اطرافیانش گفت: اگر این سخن حق باشد، به خدا سوگند که علی با ماست. چون چشمش بر او افتاد، مالک بدو گفت: همانا علی بن ابی‌طالب اینک در سمت راست توست. پس معاویه به سمت راستِ خویش نگریست و علی را بدید؛ پس به رو درافتاد و همه‌ی حاضران نیز بر چهره بر زمین افتادند.

و من به مولای خویش نگریستم که ایستاده بود و شمشیر در دست داشت و می‌فرمود: ای مالک، پاسداری کردی از آن که تو را پاس می‌دارد و به خواب رفتی از آن که هرگز او را خواب نمی‌رباید. پس به سجدگاه بر خاک افتادم؛ فرمود: ای مالک برخیز! پس برخاستم. و او در میانِ سراپرده‌های یاران معاویه گام برمی‌داشت و مرا بدان‌ها در می‌آورد؛ پس می‌شنیدم آن‌چه را می‌گفتند و بدان سخن می‌راندند، تا آنکه هیچ از سپاه او را وا نگذاردم مگر آنکه به عیان بدیدم و تمام سخنشان را شنیدم و من بر آنان می‌گذشتم و می‌گفتند: «این علی و مالک اشتر است»، تا آنکه مرا بازآورد و در همان جایگاهی که بر اسبِ خویش خواب آلود بودم، بازایستاند. و ناگاه آنان که در نگهبانیِ سپاه با من بودند، می‌گفتند: «او بیدار است.»؛ پس گفتم: آری. سپس سپیده دمید و در میانِ لشکریان شایع گشت که معاویه و یارانش در رویا چنان دیده‌اند که مالک و علی در میانِ سپاهِ آنان بوده‌اند و مالک را به اسارت آورده‌اند.

الصفحة 46 من 132