مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

اخـبار صـفینیات - محـمد بن عـلی جـلی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 36 من 132

ای عمار، تا حقیقت استوار گردد و باطل تباه شود. عرض کردم: فرمان، فرمانِ توست ای مولای من. سپس فرمود: ای عمار، بر ایشان پدیدار شو!

پس من آشکار گشتم؛ معاویه نخستین کسی بود که مرا بر پشتِ اسبم دید، پس معاویه گفت: «وای بر تو ای عمرو! به خدا سوگند که بیچاره گشتم؛ آیا تو را نگفتم که علی را در میان ما چشمی است؟» عمرو گفت: «او کیست؟» معاویه گفت: «عمار بن یاسر!»

و معاویه خویشتن را از تخت به زیر افکند و در پسِ آن پنهان گشت تا خود را بپوشاند. پس بدو گفتم: «ای معاویه! کجا پنهان می‌شوی؟ به خدا سوگند اگر مولایم مرا درباره‌ی شما دو تن رخصت می‌داد، نه زمین و نه آسمان شما را از من نهان نمی‌داشت.» و ناگاه دیدم که عمرو نیز از هراس با صورت بر زمین افتاد.

سپس مولایم مرا فرمود: «ای عمار، تو را همین بس است.» پس روی به سوی سرورم آوردم و در آن دم دیدم که او در همان جایگاهِ نخستینِ خویش، تنها ایستاده است و من در برابرش بودم. پس مرا فرمود: «ای عمار، آیا به مولای خویش اطمینان و وثوق کامل یافتی؟» عرض کردم: «ای مولای من، این از توفیقی است که تو مرا ارزانی داشتی»؛ و با او به راه افتادم.

و این از جمله‌ی کرامات و آیاتی بود که او -عَزَّ عَزُّهُ- در مسیرِ خویش به سوی صفین آشکار ساخت.

الصفحة 36 من 132