مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

اخـبار صـفینیات - محـمد بن عـلی جـلی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 33 من 132

سراقه بدو گفت: مرا از آن کراهتی نیست. پس پدرم گفت: تو را برای امری فرا می‌خوانم ؛ که اگر آن را به جای آوری، بر عهده‌ی من است که صد ناقه‌ی سرخ‌مو، و صد جامه‌ی سیاه‌فام ، و صد حلّه‌ی یمانی، و مانندِ آن از پارچه‌های عَصْبِ یمن، و ظرفی انباشته از عنبر به تو بخشم. سراقه بدو گفت: این پاداش در ازای چیست؟ گفت: محمد را برای من به قتل آوری و قریش را از او برهانی، و همچنین معاویه را از علی بن ابی‌طالب آسوده سازی.

بدو گفت: علی کیست و او را با تو چه کار است؟ گفت: همانا من از او هراسان و بیمناکم و بر معاویه می‌ترسم که علی او را هلاک گرداند؛ و در آن هنگام محمد و علی در مدینه بودند.

سراقه گفت: ای ابوسفیان، مال را بیاور و آن را در ساحتِ کعبه به امانت بسپار، و از من بر آیینِ لات و عزّی پیمان بگیر که باز نگردم مگر آنکه هر دو را به یکباره و با یک ضربت به قتل رسانده باشم

پس عقبة بن ابی‌معیط گفت: سراقه مراد و آرزوی تو را از سوی لات و عُزّی آورده است، برخیز و آنچه را یاد کردی بیاور! پس پدرم برجای جست و عقبه نیز با وی برخاست و مرا گفت: با سراقه همراه باش تا به پیمان خویش وفا کند!

پس پدرم برون شد و ما با یکدیگر به سخن پرداختیم؛ سپس او به نهان‌خانه‌ی خویش درآمد و شمشیری برون آورد که چندان نیکو بود که در وصف نمی‌گنجد؛ آن را می‌بوسید و مرا می‌گفت: ای معاویه، چگونه دوست داری که با این شمشیر علی را

الصفحة 33 من 132