مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

اخـبار صـفینیات - محـمد بن عـلی جـلی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 31 من 132

مولایم فرمود: ای عمار، آرام باش . و من بر آن حال بودم که ناگاه معاویه روی به عمرو بن عاص کرد و گفت: همانا قاصد در این روز بر ما وارد شده و خبر آورده که علی در فلان و فلان روز از کوفه به سوی ما بیرون شده و تا به امروز، لابد در مسیر خویش به "عانا" رسیده باشد؛ و گویی خبر او از "رقه" به ما خواهد رسید. پس به اهل رقه بنویس تا او را از عبور بازدارند و راهِ دوستی از او ببندند.

عرض کردم: ای سرور من! آیا او تو را و ما را نمی‌بیند، حال آنکه ما در مجلس او و با وی هستیم؟

فرمود: ای عمار! همانا تو ایشان را به قدرت و ولایتِ علی، امیرالمؤمنین، می‌بینی و او با توست؛ اما آنان تو را نمی‌بینند، چرا که علی با ایشان نیست.

عرض کردم: ای سرور من! پس درنگِ تو در حقِ او و غدر و خیانتش برای چیست؟

فرمود: ای عمار! این امر به تو واگذار نشده است تا آنگاه که آنچه مقرر داشته‌ام به انجام رسانم و آنچه را درباره‌ی تو و امثال تو از «صاحبانِ مراتب» اراده کرده‌ام، نافذ گردانم. و بدین‌گونه قومی را که از میانِ اهلِ شک و انکار مستوجبِ عذاب و عقوبت گشته‌اند، کیفر دهم. در آن هنگام، آنچه را مولایت از قدرتِ عظیم خویش آشکار می‌سازد، خواهی دید. پس نسبت به آنچه تو را بر آن آگاه ساختم، به من آگاه باش. و به زودی گفته خواهد شد: عمار کشته شد و عمار به شهادت رسید؛ و این از جمله‌ی نشانه‌ها و دلایلی است که بر تو آشکار کردم؛ پس آن را پیش از واقع شدنش روایت کن و کتمان مکن.

الصفحة 31 من 132