فرمود: قابیل پسر آدم، و حام پسر نوح، و قیدار پیکنندهیِ ناقهی صالح، و ثمودِ هود، و نمرودِ ابراهیم، و فرعونِ موسی، و یهودای اسخریوطیِ عیسی، و ابلیسِ ابلیسان، و فرعونِ فرعونها؛ دعیِ (فرزندخواندهیِ) عدی بن صُهاک، کنیزِ عبدالمطلب!
عرض کردیم: ای امیر مؤمنان، او چگونه به زبانِ عربی سخن گفت؟ فرمود: او با من در سِرِّ جانِ خویش نجوا کرد ، پس من زبانش را رها ساختم تا بدانچه شنیدید، گویا شود! گفتیم: ای مولایِ ما، ما چنین پنداشتیم که کید و نیرنگِ او از ما گردانده شده است. فرمود: بلکه کیدِ او تا کرّهیِ دورِ هفتم و رجعتِ نخستینِ خلق و روزِ پردهبرداری و زدودنِ نابیناییِ باطن و دادخواهی و قصاص یکسان از خلایق، باقی و برقرار است! گفتیم: پس ما با ایشان پیکار میکنیم و جهاد میورزیم، که همانا از مولایِ خویش دانستیم که ما را از رضایِ او چه بهرهای است و آنان را از خشم و سخطِ او چه کیفر؛ و از او به جود و عفوَش، خشنودیاش را بر خویش خواستاریم.




