مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

اخـبار صـفینیات - محـمد بن عـلی جـلی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 108 من 132

پس او پیش آمد و قبیله‌ی مُضَر نیز پیش آمدند، مردانی در حال شتاب و همت و رنگ‌ها و چهره‌هایشان از غایتِ شور دگرگون گشته بود. پس امیر مؤمنان -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: ای گروهِ مُضَر، آیا کلام خداوند عزّوجلّ را نشنیده‌اید که: «پس خود را پاک مدانید ، که او به آن که پرهیزگاری پیشه کرده داناتر است». گفتند: آری! فرمود: پس شما را چه شده است که امروز خویشتن را ستایش کرده و پاک می‌شمارید و بر برادرانتان از ربیعه و یمن فخرفروشی می‌کنید؟

گفتند: سخن خدای تعالی را فرا یاد آوردیم که: «و پیشگامانِ پیشگام؛ آنانند مقرّبانند». فرمود: آری، پیشگامانِ مقرّبان در عهدِ رسولِ خدا و پس از او در مکان‌های نبرد و انجمن‌های صلح، و هیچ جای فخرفروشی نیست. پس گفتند: ای امیر مؤمنان، هیچ سخنی و هیچ حجّتی نیست؛ همانا کلام، کلامِ توست.

پس فرمود: من شما را برای این گرد نیاوردم؛ تنها شما را جمع کردم تا هر کسی آنچه را که در سِرّ و جانِ خویش از پیکار با این گروهِ حق ستیز دارد، بازگوید. پس همگی مردمان درنگ کردند تا آنکه مردی از سپاهیانِ اهلِ کوفه که او را زید بن شهاب لَخمی می‌گفتند برخاست و گفت: ای امیر مؤمنان، اگر ما را در سخن گفتن رخصت دهی، سخن می‌گوییم!

فرمود: بگویید که خدایتان رحمت کند؛ که همانا امروز روزِ سخن است و من برای همین نشسته‌ام. پس گروهی از خلق با دست‌هایشان به او اشارت کردند و گفتند: ای زید، تو فصیح‌زبان و شیرین‌گفتاری، پس سخن بگو و موجز گوی که همانا جان‌ها به لب رسیده است.

الصفحة 108 من 132