به «زایِ» زلفا (تقربِ) عارفان: آنان که تو را لاهوتی و معنوی شناختند و جسمانیت و بشریت را [از ساحت تو] نفی کردند.
به «سینِ» سنا (نور) و والاییِ تو.
به «شینِ» شهادتِ اهل آسمان و زمین: که تویی بلندمرتبه و بزرگ.
به «صادِ» صلواتِ تو و فرشتگانت: بر آن کسی که او را از منزلتِ خویش آگاه کردی و در عالم زمین با او ظاهر شدی.
به «ضاد»: [پوشاندن] گمراهی گنهکاران در پیوندِ عارفان.
به «طاء»: طلبکنندگانِ تو در قبهی طالبیه.
به «ظاء»: سایهی گسترده و دانشِ همیشگیات.
به «عینِ» علوّ تو: که عینِ حیات و چشمهی دیدگان است.
به «غین»: نهایتِ هر غایت، ای نورِ انوار.
به «فاء»: که رستگاران به تو رستگار شدند.
به «قاف»: گفتارِ حقِ تو و گواهیات بر خویش که معبودی جز تو نیست.
به «کافِ» کنون (پوشیدگی) مکان: و کیفیتِ بخشیدن به کیفیات.




