« دعای عید مِهرگان، تجلّی در قباب پارسی »
بنام خداوند بخشنده مهربان
مولای من ظهورِ نورِ تو بر حقیقتِ معناییات دلالت کرد، تا آنجا که زبانِ حجابهایت به دانشِ پنهان تو گویا گشت و آنچه را از جلالت آشکار کرده بودی، برای اولیائت روشن ساخت. پس با اشراقِ این نور، حجت استوار گشت؛ آنگاه که نشانهها را آغاز کردی و با هویدا ساختنِ قدرتهای اعجازآمیز، دلالتها را اعلام نمودی.
این تجلیات از پسِ حجابهای تو در «خانههای پارسی» (بیوتاتِ فارسی)، «جایگاههای بهمنی»، «منزلگاههای عجمی» و «منظرههای قُدسی» به ظهور رسید؛ با تجلیاتی که آشکارشان کردی تا قدرتت را بنمایانی، و با «چشمانی» که پدید آوردی تا خود در آنها بدیده آیی.
پس اینها، همان وجههای درخشان و صفتهای خیرهکنندهی تو هستند که از خودت ظاهرشان کردی و از نورِ ذاتت آنها را آفریدی و برپا داشتی. اینان گواهانِ حقانیت تو در هر «کَوْر» (عصر) و هدایتگرِ خلقِ تو در هر «دَوْر» (زمانه) هستند. پس منزه و




