« معجزه ظهور در بلاد فارس (نوروز و مهرگان) »
و از اخبار پارسیان روایت شده است که در نخستین ظهورِ خداوند متعال در میان آنان، قوم از آن «واسطه» که میان آنان و مولایشان بود، معجزهای آشکار طلب کردند.
آن واسطه به آنان گفت: «فردا به بیابانهای خود بروید که پروردگارتان را خواهید دید که از آسمان به زمین فرود میآید.»
آنان در عصرگاهِ روزِ نوروز خارج شدند؛ به آسمان نگریستند و دیدند که درهای آن گشوده شد و ناگاه تابی از انواع گوهرها و طلاهای ناب از آسمان به زمین آویخته گشت. تختی را دیدند که شخصی بر آن بود که صورتی برایش یافت نمیشد؛ آن تاب در هوا عقب و جلو میرفت تا آنکه آن «واسطه» به سجده افتاد.
آن واسطه همان سرور بزرگوار، محمد عزعزه بود که بابِ خویش را به همراه داشت؛ و این همان دو تنی بودند که در میان پارسیان با نامهای «خروین» و «خسرو» ظاهر میشدند. و «المعنی» هرگاه ظاهر میگشت، «شروین» نامیده میشد.
چون آن دو (محمد و بابش) سجده کردند، تمامی جهانیان به تبعیت از سجدهی آنان به سجده افتادند. سپس خداوند با کلامِ توحید آنان را خطاب قرار داد؛ و پارسیان به




