فرمود: «هدیه تو به قوم و نزدیکانت باید گیاه آس باشد؛ چرا که جایگاه و مقام آن جلیل است. آس نخستین گیاهی است که بر روی زمین رویید و به یگانگی خدا و رسالت محمد عزعزه اقرار کرد.»
عرض کردم: «اگر غسل برایم ممکن نبود و گیاه آس نیافتم چه؟»
فرمود: «شکر سفید هدیه بده و پاهایت را لحظاتی در آب روان قرار بده؛ در این حال گناهان از پاها و تمام بدنت فرو میریزد تا آنکه پاک و مطهر به پیشگاه مولایت برسی.»
ابوبصیر گوید: عرض کردم: «ای مولای من، پرسشی دارم!»
فرمود: «هر چه به خاطرت میرسد بپرس.»
عرض کردم: «درباره این سخن خداوند متعال چه میفرمایید که: ﴿فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ﴾ (پس نخواست که از آن گردنه دشوار بگذرد)؟»
فرمود: «ای ابوبصیر، ما همان عقبه (گردنه و مسیر سخت) هستیم؛ هر کس قصد ما کند نجات یابد، و هر کس از ما بازماند، گمراه و سرگشته شود و در آتش سقوط کند.»
عرض کردم: «سخن شما حق است؛تفسیر ﴿فَكُّ رَقَبَةٍ﴾ (آزاد کردن بنده) چیست؟»
فرمود: «ای ابوبصیر، آزاد شدنِ گردنِ خلق از بندِ این عالم، جز با ولایتِ علی امیرالمؤمنین میسر نیست.»




