مَكْذُوبٍ﴾1 وَذَلِكَ أَنَّهُ كَانَ يَوْمُ نُورُوزٍ عَظَّمَهُ اَللهُ -عَزَّ وَجَلَّ- عَنْ أَنْ يُنْزِلَ اَلْعَذَابَ فِيهِ فَأَخَّرَهُمْ اَللهُ يَوْمًا قَبْلَهُ وَيَوْمًا بَعْدَهُ ثُمَّ أَخَذَتْهُمْ اَلصَيْحَةُ.
حضرت شیخ و سرور ما، ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی که خداوند مقامش را والا گرداند، با اسنادی صحیح از ثقات و به صورت مرفوع از معلی بن خنیس روایت کرده است که گفت:
در صبحگاه روز نوروز به آستانِ مولایم ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق عزّعزّه شرفیاب شدم. ایشان به من فرمود: «ای معلی، آیا میدانی امروز چه روزی است؟»
عرض کردم: «فدایت شوم، این روزی است که پارسیان آن را بزرگ میدارند، در آن به یکدیگر هدیه میدهند، به دیدار هم میروند و به هم نیکی میکنند.»
امام -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «هرگز! سوگند به پروردگارِ آن بیتالحرامی که در مکه است، آنان این روز را بزرگ نداشتند مگر به سبب امری دیرین (قدیمی)؛ و من آن را با تمام توان برایت تفسیر میکنم تا آن را بشناسی و بفهمی.»
عرض کردم: «ای مولای من، دانستنِ این حقیقت از نزد شما برای من محبوبتر از آن است که از دیگری بشنوم، و باشد که خداوند بدین وسیله دشمنانت را سرکوب کند.»




