«چون خداوند "آدم" را به صورتِ آن کالبدها ظاهر ساخت و فرشتگان را به سجده فرمان داد، آنان سجده کردند، اما ابلیس ابا کرد تا حکم خدا بر او جاری و حجت الهی بر او تمام شود. ابلیسِ لعین گفت: "من از این کالبدهایی که به سجده بر آنان فرمان دادی قویترم؛ من در آنان وارد میشوم اما آنان نمیتوانند در من وارد شوند."»
«چون خداوند این تکبر را از او دانست، به آسمان فرمان داد و ابرها را روانه کرد؛ پس بارانی بارید که هر قطره از آن بر یکی از آن کالبدهای نورانی میچکید، آن کالبد به توحید خداوند -عَزَّ وَجَلَّ- گویا میشد و آن قطره در او به روح بدل میگشت. پس روحِ هر چیزی از این باران است. و خداوند فرمان داد تا نافرمانیِ ابلیس، به آتشی سوزان بر گردِ او و پیروانش بدل شود.»
«چون ابلیس چنین دید، درخواست کرد تا روز قیامت و رستاخیز مهلت یابد، اما پذیرفته نشد؛ بلکه تنها تا "روز وقت معلوم" به او مهلت داده شد و آن روز، ظهور حضرت قائم -عَزَّ عَزُّهُ- است؛ چرا که قائمِ مهدی ، ابلیس و تمامی کافران را نابود خواهد کرد تا دین همگی یکی شود. خداوند آن روز روزِ دمیده شدن ارواح و غلبه بر ابلیس را "نوروز" نامید.»
«پارسیان آن را نوروز نامیدند که به معنای "روزِ نو" است و از کلمه "نور" مشتق شده است. و اما آیینها و تاببازیهایی که در این روز انجام میشود، نمادی است از شتاب




