را آشکار کرد و شما را بر قبول آن موفق داشت؛ دیگران آن را ضایع کردند اما پارسیان آن را حفظ نمودند.»
و این همان زمانی است که مولا در میان ایرانیان، «غیبت در آتش» و «ظهور در نور» را آشکار کرد؛ چنانکه در داستان موسی آمده است: ﴿چون از جانب طور آتشی دید، به خانوادهاش گفت: درنگ کنید که من آتشی یافتم...﴾ و در آیهای دیگر: ﴿چون به آتش رسید، ندا آمد که ای موسی، همانا من پروردگار تو هستم...﴾.
حضرت خصیبی در ادامه میفرماید: ایرانیان آتش را بزرگ داشتند و از آن منتظرِ ظهورِ نور الهی بودند؛ از این رو همیشه آن را برپا میدارند و میافروزند و در انتظارِ ظهورِ او و وعدهاش هستند. به همین دلیل است که پارسیان «نوروز» و «تاج گل» را به کار گرفتند.
اشعار حضرت خصیبی در ستایش مقامات نوری
تاجهایی از قدس و پاکی،بر فرازِ تیجانِ انوار است؛ بر سرِ سرورانِ من،که هدایتگران و نهایتِ مقصودِ من هستند.
خورشیدها و ماههایند،نسلهای رسالتها و انوارِ آسمانها؛پرچمهای دلالتاند که خلق به واسطه آنان،به شناختِ آفریدگار راه مییابند.آنان راههای من به سوی خدایند،در هر ناله و آهی، او را خواندند؛هیچ سرگرمی و بیهودگی آنان را غافل نکرد،در حالی که دیگران در غرقابهی غفلت بودند.




