این به اندازه اجابتِ فرمان ما و پذیرش از سوی ماست. نزد ما عملِ هیچ عملکنندهای و مزدِ هیچ مزدبگیری ضایع نمیشود.»
«ای محمد بن نصیر، برخیز و به عارفانی که در عسکر هستند فرمان ده که به پیمان خدا وفا کنند؛ همان پیمانی که آنان را بدان امر کرده و ترغیب نموده است. خداوند به آنان توانِ انجامِ کارهایی را داده و اموری را برایشان حلال کرده که بر دیگران حرام و ممنوع ساخته بود؛ و برای آنان سفرهای گشوده که از همتایانشان پوشیده داشته است.»
محمد بن جندب گوید: چون محمد بن نصیر این شرح را که از سوی مولایم بود به پایان رساند و از وعدههای وفاداری و وعیدهای رویگردانی سخن گفت چنان منقلب شدم که گویی جان و روحم از تنم خارج میشود.
به محمد بن نصیر گفتم: «من گروهی را در عسکر میشناسم که در انجام آنچه گفتی شتاب میکنند، و گروهی دیگر که از آن باز میمانند».
او گفت: «هر که آن را به جای آرد، روزییافته (مرزوق) است و هر که بازماند، محروم است؛ و ناگزیر آزمون فرا میرسد، همانگونه که بر محمد بن نصیر گذشت.»
گفتم: «به خدا سوگند گواهی میدهم که حقیقت همان است که تو گویی».




