کرده و بر او خشم میگیرم؛ اما اگر میان آنان برابری برقرار سازد، پاداشش را دوچندان نموده و به زودی عوضِ آن را به او میبخشم.»
«آیا چنین نیست که من این را در زمانهای بسیاری پیش کشیدم، پس کسی با آنچه فرمان دادم مخالفت نکرد و از من روی نگرداند؟ من مراقب آنان هستم تا ببینم چگونه فرمان مرا در این روز به جای میآورند؛ من برای کسانی که از من طلبِ افزونی کنند، آماده و منتظرم؛ پس وای اگر آنان از آنچه پیشتر به ایشان ابلاغ کردهام روی بگردانند!»
«ای محمد بن نصیر، برخیز! اگر تو در این روز، تمام برادرانت را که در عسکر (سامرا) هستند گرد هم میآوردی و آنان را به فضیلت این روز آگاه میکردی، و در حالی بر من وارد میشدی که "عبدالنور" شما را در بر گرفته و در اوج شادی و طرب بودید و بر سرتان تاجی از گلِ سرخ و شکوفه و آذریون داشتید، همانا مولایت به تو چنان بخششهایی میکرد که تاکنون نکرده است.»
«آیا ندانستهای که ما قدرتِ قبول و جایگاه نزد خویش را تنها به کسانی میبخشیم که آنان را برگزیده و خاصِ خود گردانیدهایم؟ تا آنجا که به فرمان ما روزی دهند، زنده کنند، بمیرانند و به ارادهی صریح ما صاحب اختیار باشند. پس کارهای آنان همان چیزی است که ما اراده کرده و فرمان دادهایم، و امر در دست آنان است. به آنان توانایی میدهیم که در آسمانها فرا روند و به مشرق و مغرب و هر جا که میخواهند بروند، و




