مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـمـوع الاعـیـاد - ابوسعید میمون طبرانی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 521 من 672

«مرا دوستی است در بیضاءِ چین (سرزمین سپید چین) که هزار سال پیش مرده است؛ امروز روزِ نوروز است، پس برو و او را زنده کن!»

خواستم عرض کنم: «ای مولای من، چگونه من او را زنده کنم در حالی که حیات و مماتِ او به دست توست؟»، اما از بازگوییِ این سخن خودداری کردم. خارج شدم در حالی که در فکرِ کارِ خویش بودم که چه کنم؟ ایشان فرموده بود که در چین ولیّ‌ای دارد و امروز نوروز است و می‌خواهد او را زنده کند، من چگونه می‌توانم به آنجا برسم؟

در همین حال که سرگردان بودم، مردی گندم‌گون و بلندقامت را دیدم که گویی نخلِ تناوری بود؛ حُلّه‌ای سبز بر تن داشت و بر سرش تاجی اکلیلی از گیاه «آس» بود که با گل‌های «آذَریون» (همیشه‌بهار) تزیین شده و بر پیشانی‌اش می‌درخشید.

او به من گفت: «ای محمد بن نصیر، مگر نه اینکه امروز روزِ نوروز است؟» گفتم: «آری». گفت: «چرا تو را به هیئتِ خویش نمی‌بینم که مرا در این روز تهنیت گویی؟» به او گفتم: «من در این وقت بر مولایم وارد شدم و او مرا به کاری فرمان داد که قلبم را از هیئتِ تو و این تهنیت گفتن مشغول ساخته است».

الصفحة 521 من 672