همچنین است فضلِ آن عارفی که در اینجا غایب است اما بدان معرفت دارد و در تهجد خویش رو به سوی این مکان دارد، که او نیز همچون کسی است که در اینجا حاضر گشته؛ پس فضل این شب را میان مؤمنان نشر بده».
سپس فرمود: «ای سلمان، این رقعههایی که در برابر من است را برگیر و بر این خلایق پراکنده ساز تا هر یک رقعه خویش را بگیرد و به آنچه در آن است عمل کند». پس دستم را به سوی رقعهها دراز کردم و آنها را گرفتم؛ به خدا سوگند حتی یکی از آنها بر روی تخت باقی نماند، در حالی که میدانستم آنها به اندازه بارهایِ شترانِ بیشمار بودند و از این امر در شگفت شدم. سپس آنها را افشاندم و آنها میان مغرب و مشرق پراکنده گشتند و بر سرِ آن خلایق فرود آمدند؛ بر هر یک از آنان رقعهای افتاد و آن را به دست گرفت، تا آنجا که هیچکس از جهانیان، چهارپایان، وحوش، پرندگان و حشرات نماند مگر آنکه یکی از آنها را دریافت کرد.




