و زائر با دعا به درگاه خداوند سبحان و شکر و ثنای او بر نعمتها و فضل و بخششهایش اعمال را پایان میدهد؛ چرا که از رسول -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که فرمود: «اعمال به خاتمه آنهاست»، و خداوند تبارک و تعالی فرمود: «فرجام آن مِشک است و در این نعمتها پیشیگیرندگان باید بر یکدیگر پیشی گیرند».
و این بدان سبب است که «شیعیانِ ظاهریمذهب» چنین پنداشتهاند که مولایمان حسین -عَزَّ عَزُّهُ- در آن بقعه مدفون گشته است و او زیارتی را از آنان نمیپذیرد مگر در آن مکان؛ آنان در آنجا با تهجد، کوشش، تسبیح و تهلیل اعمال خود را آشکار میکنند و زیارتنامههای اهلِ ظاهر را برمیخوانند. این رفتارِ آنان ناشی از شک، کفر، حیرت و گمراهیشان است و نیز به سبب آنکه مرگ و قتل را بر مولایمان حسین -عَزَّ عَزُّهُ- اطلاق کرده و قائل به تدفین ایشان در آن بقعه گشتهاند.
اما «اهل توحید» ، بر پایه تنزیه و پاک دانستنِ مولایمان حسین -عَزَّ عَزُّهُ- از تمام آنچه «مقصرّه» (کوتاهیکنندگان در معرفت) بدان معتقدند، باور دارند. از این رو، «موحدان» اهل باطن در هر کجای از بقاع و سرزمینها که باشند، با گردآوری برادران و همدلی بر انجام کارهای نیک، به زیارتهای باطنی میپردازند. اما شرط زیارتهای موحدان چنین است: هنگامی که برای ذکر خدا و طاعت او و نفی شبهات از ساحت قدس او گرد آمدند، تمامی حاضران در آن مجلس برمیخیزند، دستهای خود را به




