چنین روزی، هزار هزار نفر از محبان و شیعیان شما را از آتش رها کنم، تلاششان را مشکور، گناهشان را آمرزیده و اعمالشان را مقبول قرار دهم."
حذیفه گفت: "سپس رسول خدا برخاست و بر امسلمه وارد شد. من بازگشتم در حالی که هیچ شکی در امر آن "شیخِ دوم" نداشتم؛ تا آنکه پس از وفات رسول خدا ریاست یافت، درِ شر را گشود، به کفر بازگشت، از دین مرتد شد، برای پادشاهی کمر بست، قرآن را سوزاند و خانهی وحی را به آتش کشید.
او بدعتها نهاد، آیین را دگرگون کرد، سنت را تغییر داد، شهادت امیرالمؤمنین را رد کرد و فاطمه زهرا دختر رسول خدا و سرور زنان را تکذیب نمود؛ فدک را غصب کرد و مجوس و یهود و نصاری را خشنود ساخت اما پارهی تنِ مصطفی را به خشم آورد. او تمام سنتها را تغییر داد و برای قتل امیرالمؤمنین نقشه کشید؛ ستم را آشکار کرد، حلالِ خدا را حرام و حرامش را حلال کرد و تازیانهی بیعدالتی بر چهرهی پاکِ زهرا نواخت و بر منبر رسول خدا به غصب و ستم بالا رفت و بر علی عزعزه افترا بست و با او عناد ورزید."»
«حذیفه گفت: "چون خداوند دعای سرورم فاطمه عزعزها را در حق آن منافق مستجاب کرد و خون او را بر دست قاتلش، ابولؤلؤ جاری ساخت، بر مولایم




