وَرَجَعْنَا عَنْهُ وَتَعَبَّدَنَا اَللهُ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ -عَزَّ وَجَلَّ- وَتَقَرَّبْنَا إِلَيْهِ بِبِرِّ إِخْوَانِنَا وَفُقَرَائِنَا وَوَصَلْنَاهُمْ كُلٌّ مِنَّا بِحَسَبِ إِمْكَانِهِ وَوِسْعِ طَاقَتِهِ وَقُلْنَا اَلْحَمْدُ للهِ اَلَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اَللهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَالْحَمْدُ للهِ رَبِّ اَلْعَالَمَيْنَ، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بَاَللهِ اَلْعَلِيِّ اَلْعَظِيمِ.
« گزارشی دیگر در فضیلت نهم ربیعالاول »
«محمد بن ابیالعباس خراسانی از احمد بن اسماعیل سلیمانی و او از حسین بن احمد قزوینی و او از ابو احمد بن علی کمنجشی و او از محمد بن علاء همدانی و یحیی بن محمد بغدادی روایت کردهاند که گفتند: ما دربارۀ مقام "ابوالخطاب" با یکدیگر به نزاع و گفتگو پرداختیم و امر او بر ما مشتبه گشت. پس همگی به سوی "احمد بن اسحاق قمی" (از یاران نزدیک امام عسکری عزعزه) در شهر قم روانه شدیم.
درِ خانۀ او را کوبیدیم. کنیزکی عراقی از خانه بیرون آمد. از او سراغ احمد بن اسحاق را گرفتیم. گفت: "او مشغول رسیدگی به خانوادهاش است، زیرا امروز روز عید




