مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـمـوع الاعـیـاد - ابوسعید میمون طبرانی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 365 من 672

نیز تو با مولا حسن بودی که با تو سخن می‌گفت؛ پس بهره ما از تفضّل ایشان بر تو کجاست؟"

گفتم: ایشان نیز همان فرمانی را به من دادند که ابوالحسن پیش‌تر داده بود، و او خود به من خبر داده بود که چنین خواهد شد؛ و آنچه را به من هدیه داده، برایتان آورده‌ام. پس شروع کردم به گذاشتن یک خرما در دست هر یک از آنان، تا آنکه به سی و چهار مرد خرما دادم. اما یک خرما در گوشه ردایم باقی ماند.

در حیره به جستجو پرداختم و مدام داخل و خارج می‌شدم، اما کسی را نیافتم که آن خرما را به او بدهم. با خود گفتم: ایشان به من فرمود که نزدش بازگردم تا وصیتم کند. پس راه افتادم و چون به نزدیکی ایشان رسیدم، اسحاق بن محمد نخعی را ایستاده دیدم؛ گفتم: خرما را به او می‌دهم. پس قصد کردم که به سوی او بروم و خرما را به او بسپارم.» پس مولایم به من فرمود: «ای علی بن احمد، آنچه از خرما نزدت باقی مانده است را نگاه دار.» عرض کردم: آری ای مولای من. در این هنگام اسحاق نخعی رو به من کرد و گفت: «ای علی بن احمد، این چه خرمایی است که همراه داری و او تو را به حفظش فرمان داده است؟»

گفتم: خرمایی بود در برابر ایشان که فرمان داد و از آن خوردم، و پس از خوردن، مشتی به من بخشید که آن را میان اهل طربایا تقسیم کردم و این مقدار که فرمان به

الصفحة 365 من 672