مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـمـوع الاعـیـاد - ابوسعید میمون طبرانی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 362 من 672

قَالَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ حَمْدَانٍ اَلْخُصَيْبِيُّ نَضَّرَ اَللهُ وَجْهَهُ: وَزُرْتُ فِي سَنَةِ سِتَّةٍ وَثَلَاثِينَ وَثَلَاثمِائَةٍ وَقَدْ فُقِدَ عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ فَاتَّفَقَ مَعِي مِنْ أَهْلِ طَرَبَايَ أَرْبَعُونَ وَمَائَةٌ مِنْ أَهْلِهَا مُوَحِّدُونَ لَمْ يُخَالِطْهُمْ مِنْ غَيْرِهِمْ أَحَدٌ، وَالْحَمْدُ للهِ عَلَى مَا وَفَقَ، وَتَمَّ اَلْخَبَرُ وَالْحَمْدُ للهِ رَبَّ اَلْعَالَمَيْنِ.

حسین بن حمدان خصیبی گفت: علی بن احمد برای من سوگند یاد کرد که: «من در انجام آنچه مولایم به من فرمان داده بود، هرگز کوتاهی نکردم؛ و همواره سرعتِ جایگزینی و شتابِ برکت را در همان وقت و همان روز و همان هفته‌ام می‌یافتم، و دیرترین زمانِ آن در ماهم بود.

سپس مولایم از آن خرمای تازه‌ای که در برابرش بود به من بخشید و فرمان داد تا از آن بخورم. پس خوردم و هسته‌های آن را در دستم جمع کردم. چون برخاستم، آنچه را خورده بودم شمردم و دیدم که هفده هسته است؛ و آنچه را مولایم پس از خوردن به من بخشیده بود نیز شمردم، پس دیدم دقیقاً به تعداد همان هسته‌هایی است که خورده بودم، نه یکی بیش و نه یکی کم.

پس به حیره آمدم و به جایی که اهل طربایا گرد هم بودند وارد شدم. پس به هر مردی یک خرما می‌دادم تا آنکه آخرینِ آن‌ها با آخرین خرما به پایان رسید. پس دانستم که در میان اهل طربایا، کسی بر آن آیین و روشی که من هستم نبود، مگر همان کسانی که به آنان خرما دادم.

الصفحة 362 من 672