هرگاه زنی برای او به زاری ناله سر میدهد، بر آن کسی میگرید که در حقِ خداوند تقصیر روا داشت. او بر آن مقتولی میگرید که در کربلاست؛خداوندِ رحمان هرگز اندوه و سختیِ او را نکاهد!او از کارهای بدِ خویش پوزش میطلبد، درحالیکه عذرِ او در اعتقاد به مقتول بودنِ مولا از گناهش بزرگتر است.
به او گفتم: بر آن کسی که دشمنان طمعی در چیره شدن بر او ندارند، گریه مکن!
آنان گمانهای باطلی بردند؛ هم آن که پنداشت او را کشته و هم آن که پنداشت غارتش کرده است. بر مسیح نیز چنین گذشت، و آنچه قوم از مصلوب شدنش دیدند تنها خیالی بود. نه کشتنی در کار بود و نه به صلیب کشیدنی، بلکه کالبد و شبیهی در آن معرکه مشتبه گشت.
کشته شدن و به صلیب رفتن، سهمِ آن جنایتکاری بود که در آن جنگ آشکار گشت؛ چه بدبختیِ بزرگی برای اوست، اگر از شخصِ او نادان هستید، وای بر شما،او از نسلِ "نُفیل" بود و همان که در آنجا به بند کشیده شد؛از تبارِ "صهاک" و آن که همسرِ "خطاب" بدو مایل گشت و اخلافِ او.
نام او "ابلیس" است و نه غیرِ او؛ در روزگارانِ گذشته و در دورانهایِ پیشین. پس ای برادرانِ من، در لعنِ او بخشندگی کنید،آنچنان که "خصیبی" در دشنام دادنِ [لاهوتی] به او بخشندگی کرد.»




