مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـمـوع الاعـیـاد - ابوسعید میمون طبرانی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 288 من 672

پاشنه‌اش را می‌گزید، درد را فرو می‌خورد. تا آنکه زهرِ کشنده بر او کارگر شد و بگریست،و اشکِ او "بهترینِ خلق" را بیدار کرد و حضرت برآشفت.

فرمود: «ای ابوبکر! چه چیز تو را به گریه آورده؟» گفت:«ای بهترینِ راه روندگان و مولودان! مار مرا گزیده است.»پس مصطفی فرمود: «مبادا پیمانِ ما را بشکنی!که اگر پیمان شکنی، این سُم دوباره باز خواهد گشت.»

آنگاه از آبِ دهانِ مبارک بر آن زخم نهاد،و به حمدِ خدا، هر دردی که بود از میان رفت. ابوبکر گفت: «این حسّ و ادراکِ بیرونِ ماست،اما اگر دشمنان بیایند، آن "صمد" (خداوند) چه خواهد کرد؟»

پس پیامبر دست بر دیوار نهاد تا به او نشان دهد،دری بزرگ را که نه رُکنی داشت و نه ستونی.ابوبکر ساعت‌ها بدان نگریست و مبهوت ماند، و در امورِ "واحدِ احد" به فکر فرو رفت.حضرت فرمود: «اگر از این سو به ما هجوم آورند،اینجا برای ما دری است که به سوی غار گشوده می‌شود. و اگر محاصره شویم، بر این دریا سوار می‌شویم، در کشتی که بر پشتِ دریا آرام گرفته است.»

و بدین‌گونه فخرِ علی و هر کرامتِ بزرگی کامل گشت،او که با دستِ خویش فاتحِ "بدر" و فاتحِ "احد" بود. برادرِ پیامبر و همسرِ "فاطمه زهرایِ" پاک، همان که عقدِ

الصفحة 288 من 672