مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـمـوع الاعـیـاد - ابوسعید میمون طبرانی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 279 من 672

بن ابی‌طالب در آن روان بود. در این لحظه بود که آن واقعه‌یِ آلودگی از سرِ ترس برای ابوبکر رخ داد.

در روایتی دیگر که تنها بخشِ مورد نیاز را آوردیم، آمده است: قریش بر کشتنِ رسول‌الله -عَزَّ عَزُّهُ- هم‌فهم شدند و گفتند: «امروز دیگر کسی او را یاری نمی‌دهد، چرا که عمویش ابوطالب وفات کرده است.» پس تصمیم گرفتند از هر قبیله جوانی دلاور برگزینند تا همگی با هم ضربتی واحد بر او بزنند و خونش میانِ قبایل تقسیم شود تا بنی‌هاشم توانِ دشمنی با تمامِ قریش را نداشته باشند. چون این خبر به رسول‌الله رسید، در همان شب که قصدِ هجوم داشتند، در تاریکیِ شب به همراه ابوبکر خارج شد و علی عزعزه را در بسترِ خویش نهاد تا امانت‌هایی را که نزدش بود بازگرداند. قریش آمدند و علی را یافتند و پرسیدند: «پسرعمویت کجاست؟» فرمود: «شما خود به او گفتید از نزدِ ما خارج شو، او نیز خارج شد.» آنان به دنبالِ ردِ پا گشتند اما چیزی نیافتند؛ چرا که خداوند چشمانشان را کور کرد و آن مکان را بر آنان پوشانید. چون بر درِ غار ایستادند و کبوتر را دیدند، گفتند: «در غار کسی نیست.» و بازگشتند و رسول‌الله -عَزَّ عَزُّهُ- بسلامت خارج شد.»

الصفحة 279 من 672