مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مجـمـوع الاعـیـاد - ابوسعید میمون طبرانی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 273 من 672

قصدِ بسترش را کنید تا او را در همان‌جا بکشیم رسول الله -عَزَّ عَزُّهُ- به مولایمان امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود:

«ای برادر! مشرکان قریش در این شب به من هجوم می‌آورند و قصدِ بستر مرا دارند؛ تو چه خواهی کرد ای علی؟»

امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- بدو گفت: «ای رسول خدا! من در بستر تو می‌خوابم و خدیجه در گوشه‌ای از خانه می‌ماند؛ تو خارج شو و خدا به همراهت باشد تا به جایی برسی که بر جان خویش ایمن باشی.»

رسول الله بدو فرمود: «فدایت شوم ای اباالحسن! من به سوی شتر "عضباء" می‌روم تا بر آن سوار شوم و به سوی خدا از مشرکان قریش بگریزم؛ تو نیز با جانِ خویش هر چه می‌خواهی بکن؛ و خداوند جانشینِ من بر تو و بر خدیجه است.»

رسول خدا خارج شد و بر شتر سوار گشت و حرکت کرد. جبرئیل با او دیدار کرد و گفت: «ای رسول خدا! همانا خداوند مرا امر کرده که در مسیرت به سوی غار و تا رسیدن به مدینه و زانو زدنِ شترت بر درِ خانه ابوایوب انصاری، همراه و هم‌سفرت باشم.»

پس رسول الله -عَزَّ عَزُّهُ- به راه افتاد تا آنکه ابوبکر با او برخورد کرد و گفت: ای رسول خدا! می‌خواهم با تو همراه شوم. حضرت فرمود: «وای بر تو ای ابوبکر! من

الصفحة 273 من 672