میپوشاند که کهنه نمیشوند؛ و این همان سخن اوست که: (پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه داشت و آنان را شادابی و شادمانی بخشید، و به پاس صبری که کردند، بهشت و پرنیان پاداششان داد) .
«روزی که آن لرزنده میلرزد »: مفضّل بن عمر است؛ «و آن لرزه دوم از پی آن میآید »: عمر بن فرات است؛ «روزی که آسمان را چون درپیچیدن طومارِ نامهها درمیپیچیم؛ همانگونه که آفرینش نخستین را آغاز کردیم، آن را بازمیگردانیم؛ این وعدهای است بر ما و ما انجامدهنده آن هستیم »: مقصود اولی و دومی و سومی و اضداد هستند که لعنت خدا بر آنان باد.
«روزی که کوهها را به حرکت درآوریم»: مقصود ابواب هستند که با قدرت و علم سخن میگویند؛ «و زمین را آشکار و نمایان میبینی»: فاطمه است که به صورتِ مردان ظاهر میشود؛ «و آنان را گرد آوردیم و هیچیک از ایشان را فروگذار نکردیم»؛ «روزی که مردم برای آن گرد آورده شوند»: کنکر است.
«و آن روزی است که مشهود است»: عبدالله است؛ «روز تغابن و حسرت»: سید محمد است؛ «روز جدایی و داوری میعادگاه آنان است»: حسن است؛ «روزی که آسمان به سختی میلرزد و کوهها به شتاب روان میشوند »: سفینه و رشید هجری هستند؛ «روزی که ایمان آوردنِ کسی سودی به او نمیرساند»: محمد بن مفضّل است؛ «روزی




