راوی میگوید: به او گفتم: چگونه کسی که در عالم بالا است، مَسخ میشود؟
او پاسخ داد: «اینان به منزله همان فرشتگانی هستند که راهِ انکار و ناشناختگی پیش گرفتند؛ و آنان در عالم بشری مانند پیروان اسحاقیه، شریعیه، حسکیه، حلاجیه و امثال آنان هستند؛ چرا که معرفت نزد آنان، امانتی عاریهای و سپرده شده بود و نه ریشهدار.»
«تأییدکننده این سخن که فرشتگانِ منکر مسخ شدند روایتی است که میگوید: سلمان، مقداد و ابوذر شبانه به خانه امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- رفتند تا اجازه ورود یابند. فضّه به نزد آنان آمد. آنها پرسیدند: «امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- چه میکند؟»
فضه گفت: «سرورم فاطمه به شما میگوید که او به آسمان عروج کرده و در بُرجهای آن به قضاوت و جاری کردنِ امور میان بندگانش مشغول است.»
آنان بازگشتند و مدتی طولانی نشستند؛ ناگهان فرشتگان فوجفوج و کاروانکاروان فرود آمدند، و مولایمان امیرالمؤمنین در حالی که بر "ابری" سوار بود که او را حمل میکرد، فرود آمد. در دستش شمشیرِ ذوالفقار بود که از آن خون میچکید. آنان بر او وارد شدند و سلمان پرسید: «ای امیرالمؤمنین! ذوالفقار را چه شده است که از آن خون میچکد؟»
مولا -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «ای سلمان! گروههایی از فرشتگان در عالم بالا راهِ انکار و ناشناختگی پیش گرفتند، پس آنان را با این شمشیرم پاک نمودم.»




