مییابد. روزی که محمد در میان تمامی آفریدگان ندا درداد،آنگاه که آن گویایِ خبرها (پیامبر)، فصیحانه سخن گفت، و از فرازِ منبری از جهاز شتران به همگان گفت: منبری که برای امرِ مقدورِ خداوند برپا کرده بودند: «بدانید که این علی، آفریننده شماست،این است صورتگرِ هر صورت و پیکره،این خدای شماست، پس او را بشناسید،این معبود شما در درازنای دورانهاست،این پروردگار شماست، او را به یکتایی بپرستید،که او از هر شبیه و نظیری متعالی است،این است سیطرهیافته، بینیاز، و یگانه و این است آفریدگارِ آغازِ خلقت،اوست اولِ قدیم و اوست آخر و اوست باطنی که ظهوری به چشم سر ندارد، و اوست ظاهری که هرگز غایب نگشت
از چشمِ عارفِ دانا و آگاه،اوست زنده و میراننده و اوست برانگیزنده و وارث و بازگردانندهای که پیدرپی باز میگردد ،اوست بخشایندهای که دوستان را در بهشت جاودان سازد و دشمنش را در آتش افروخته درافکند. و من بنده و فرستاده او به سوی شما هستم با کتابی فرودآمده و نگاشته شده، او فرمود: از جانب من به بندگانم ابلاغ کن که همانا من مولای آنان و بهترین یاور هستم»،پیامبر گفت: «پس ترسیدم که شما گمراه شوید، یا در گردابِ حیرت سرگردان مانید و بگویید که علی نمیتواند "الله" باشد،در حالی که به ظاهر مانند ماست و تغییری ندارد،پس حمایتِ "آیه تبلیغ" به سوی من آمد،که: با صدایی بلند ابلاغ کن و اگر ابلاغ نکنی، گویی وحی را نرساندهای و تو




