شده و در او گرد آمده است؛ او اصلِ اینهاست و از اوست که شاخهها روییده و در میان حزب و پیروان و اجابتکنندگانِ دعوتش پراکنده گشته است؛ همان که خدای متعال دربارهاش فرمود: "و قطعاً ابلیس گمان خود را دربارۀ آنان راست یافت، پس جز اندکی، همه از او پیروی کردند".
عرض کردم: ای مولای من؛ اگر با نعمتی بر من منت گذاری، شکر خواهم گزارد، و اگر مرا به فضیلتی برگزینی، چنانکه تو شایسته و صاحبِ آن هستی، حمد خواهم گفت؛ که همانا این فضل و بخشش بر تمامی بندگان توست.»
«پس امام عزّ عزّ) فرمود: ای جابر، او را صدا بزن که تو را پاسخ خواهد داد. عرض کردم: ای مولای من، او را به چه نامی بخوانم؟ فرمود: او را به همان نامی بخوان که خداوند در نخستین درجۀ کفرش نامید: (و چون به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید، پس همگی سجده کردند جز ابلیس که سرباز زد)؛ و این نخستین نام او در کفر دیرینهاش است.
پس فریاد زدم: ای ابلیس، مولای مرا پاسخ ده! به خدا سوگند، هنوز سخنم تمام نشده بود که از همان خانهای که سرهای بُزها به سوی آن شتافته بودند، شخصی بشری خارج شد؛ به بلندیِ درختِ خرما، که آتش از او میجوشید و دود میدمید! از شعلهور بودن و فروزان بودنش چنان وحشتزده شدم که ترسیدم تمام خانه و اهلش را بسوزاند.




