وَاحِدٌ﴾1 (و خدا گفت دو خدا نگیرید، جز این نیست که او خدایی یگانه است) و قول او: ﴿وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انتَهُوا خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ﴾2 (و نگویید سه تاست، بس کنید که برایتان بهتر است، جز این نیست که خدا خدایی یگانه است) و قول او: ﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَىٰ ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا﴾3 (هیچ نجوای سه نفری نیست مگر اینکه او چهارمین آنهاست و نه پنج نفری مگر اینکه او ششمین آنهاست و نه کمتر از آن و نه بیشتر مگر اینکه او با آنهاست هر جا که باشند).
پس او یگانه، فرد و بینیاز است، عددی بر او واقع نمیشود، و تجزیه نمیشود، و شعبه شعبه نمیگردد، و تحول نمییابد و از حالی به حالی زائل نمیشود، و از کیان خود تغییر نمیکند اگرچه برای عیانش ظاهر شود، و او علیِ عظیم است. و همانا عدد و تبعیض بر «نفس» برحذر داشته شدهاش واقع میشود که همان اسمِ ظاهر به پنج شخص است، و آنان اشباح پنجگانهاند: «محمد، فاطر، حسن، حسین، محسنِ مخفی».
و آن قدیمِ ازلی والاتر از اشخاص و صورتهاست، و متعالی است از اینکه به نظر احاطه شود یا دیده شود، و چگونه به نظر احاطه شود کسی که شبیهی ندارد و نه نظیری و نه




