است» و خداوند تعالی به داوود (جل ذكره) وحی کرد: ای داوود، دروغ گفت کسی که ادعای محبت مرا کرد، پس چون شب او را فرا گرفت از من خوابید».
و در حدیث است که خداوند تعالی به بندهاش هنگامی که در شبِ سرد برای تهجد برمیخیزد بر فرشتگانش (علیهم الصلاة و السلام) مباهات میکند، میفرماید: «به بندهام بنگرید، از زیر لحافش خارج شد و گرما و همسر زیبایش را ترک کرد تا با کلامم با من مناجات کند، شما را گواه میگیرم که او را آمرزیدم».
و عبدالله بن مسعود رضی الله عنه هنگامی که دیدگان آرام میگرفت برای تهجد برمیخاست و از او زمزمهای مانند زمزمه زنبور شنیده میشد، و همچنان چنین بود تا صبح میکرد، و به بشر حافی علیه السلام گفته شد: «آیا ساعتی در شب استراحت نمیکنی؟» پس گفت: «همانا رسول الله (جل ذكره) ایستاد تا پاهای شریفش ورم کرد، و از آن دو خون چکید، با اینکه خداوند -عَزَّ وَجَلَّ- گناه تقدم و تأخر او را آمرزیده بود، پس چگونه من بخوابم در حالی که نمیدانم خدای تعالی یک گناه مرا آمرزیده باشد؟!».
و سفیان ثوری رضی الله عنه میگفت: «بر شما باد به کم خوردن تا مالکِ قیام شب شوید» و فضیل بن عیاض رضی الله عنه میگفت: «به ما رسیده است که خدای تعالی هنگامی که در شب تجلی میکند میفرماید: کجایند مدعیان محبت من در روز؟ آیا هر محبی خلوت با محبوبش را دوست ندارد؟ پس اینک من بر احبابم مطلعم، که در حضور با من سخن




