است برود و مانند آنچه را آشکار کرد، آشکار نماید، سپس در محل سوم، سپس چهارم، سپس پنجم، سپس ششم، سپس هفتم که رو به قُطب است.
پس سلمان در محل عُلوی و سُفلی (آسمانی و زمینی) بدون فروپاشی باشد. پس هنگامی که این حقیقت برای اهل دو محل عُلوی و سُفلی و آنچه بین آنهاست از تمام اجناس مَسُوخیّه (تناسخهای حیوانی و پست) و رُسوخیّه (تناسخهای ثابت) آشکار شد، آنچه را که آشکار نمود، آشکار کرد و همه را در تمام عوالم تکوین با آن فراگیر ساخت.
سلمان خارج شد، پس ابوذر او را ملاقات کرد و گفت: ای باب الله و معدن سِرّ و علم او، نیت چه داری؟
سلمان به او گفت: مولایم به من امر کرده است که چنین و چنان را در چنین و چنان محل آشکار سازم.
ابوذر به او گفت: من التماس میکنم که نعمتبخشی به آنچه مرا به آن مختص میسازی و آن از ارادۀ مولاست، شامل حالم کنی. آیا اباذر را شایسته گردانیدهای که در این حال از ارادۀ مولا، همراه تو باشد؟
سلمان به او گفت: همراه سلمان باش، هر جا که باشد.




