مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رساله مصریه - محمد بن مقاتل قطی بغدادی کاظمی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 897 من 1521

كَقَوْلِهِ الْأَوَّلِ، وَقَدْ اخْتَصَرْنَا خَبَرَ الْوَفَاةِ عَلَى مَا ذَكَرْنَاهُ خَوْفًا مِنَ الْإِطَالَةِ فَيَنْقَطِعُ مَا اعْتَمَدْنَاهُ.

و اما نشانه ای که مولای ما امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- در وفات سیدمان سلمان ظاهر کرد، که این واقعه با اِجماع در میان عالمین مشهور است، اینکه علی عزعزه و عمر بن خطاب و دیگر صحابه را در حالی که با او در مسجد رسول خدا -عَزَّ عَزُّهُ- نشسته بودند، به انتقال سلمان به مدائن خبر داد، و اینکه علی در شب جمعه از مدینه به مدائن رفت و قَنبر نیز همراه او بود، تا اینکه به آنجا رسید و بر او نماز گزارد وتجهیزات تدفین و غسل او را بر عهده گرفت و او را دفن کرد و به مدینه بازگشت در حالی که غبار بر او نشسته بود. پس نماز جمعه را با آنها خواند. پس هنگامی که او را دیدند که عرق کرده و غبارآلود، و عمامه بر سر یا پیشانی بسته است، به او گفتند: ای ابوالحسن، از کجا آمدی؟ پس فرمود: "از عراق، نزد سلمان بودم. به درستی که خداوند تعالی بر خود قسم خورده است که هیچ کس جز من، کار سلمان را به عهده نگیرد."

پس عمر گفت: "به درستی که این جادویی پیوسته و بزرگ است." پس چون بیست و سه روز گذشت، مردانی از عراق نزد عمر بن خطاب رسیدند که آنچه سلمان از مال و سلاح به جای گذاشته بود، همراه داشتند. پس عمر آن را پیش روی خود نهاد و به آنها گفت: چند وقت است که مُرده است، و در چه وقت دفن شده است؟ گفتند: در وقت

الصفحة 897 من 1521