خدا -عَزَّ عَزُّهُ- هرمست کننده را از هر شرابی حرام کرد، و خداوند این را برای او جایز شمرد. و به درستی که رسول خدا -عَزَّ عَزُّهُ- به اذن خدا بهشت را میبخشید، پس خداوند این را برای او جایز میشمرد، و آن همان گفتار اوست:این بخشش ماست، پس یا ببخش و یا نگه دار، بدون حساب. معنی آن این است: پس عطا کن یا منع نما. و به درستی که خداوند عزّ و جلّ، دینش را به محمد -عَزَّ عَزُّهُ- واگذار کرد، همانگونه که پادشاهی سلیمان بن داود را به او واگذار کرد."
[۴۰۸] وَرُوِيَ عَنْ حَنَّانَ بْنِ سَدِيرٍ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ زَادَانَ مُولَی سَلْمَانٍ عَلَيْهمُ السَلَامُ قَالَ: مَرِضَ رَجُلٌ مِنَ الشِّيعَةِ مِنْ بَنِي حَجَرٍ، فَعَادَهُ مَوْلَايَ سَلْمَانُ وَأَنَا مَعَهُ فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ وَهُوَ يَجُودُ بِنَفْسِهِ، فَقَالَ مَوْلَايَ: "يَا مِلِكَ الْمَوْتَ إِرْفِقْ بِهَذَا الْعَبْدِ فَإِذَا بِصَوْتٍ مِنْ جَانِبِ الْبَيْتِ يَقُولُ: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، إِنِّي بِكُلِّ مُؤْمِنٍ رَفِيقٌ وَعَلَى كُلِّ كَافِرٍ عَنِيدِ".
و از حَنّان بن سَدیر الصیرفی از پدرش، از زادان خادم جناب سلمان روایت شده است که گفت: مردی از شیعیان از بنی حَجَر بیمار شد، پس مولایم سلمان به عیادتش آمد و من همراه او بودم. پس بر او وارد شدیم در حالی که اودر حال جان دادن بود. پس مولایم گفت: "ای ملک الموت! با این بنده مدارا کن." پس ناگهان صدایی از جانب خانه آمد که میگفت: "ای اباعبدالله، من با هر مؤمنی رفیق و بر هر کافرلجوجی سختگیر هستم.




