قرار داده بود، از او دور شده، و او یتیم مانده و کسی را نمییابد که با او اُنس بگیرد. پس هرگاه «عالِم» او را شناخت، بر او واجب است که علم را به او عطا کند، زیرا علم از آنِ اوست. و نباید او را از آن منع کند، که اگر منعش کند، گناهکار است. و اما این عالَمِ وارونه، تا کی و پس از چه مدت، شایستگی او و فرمانِ خدا دربارهی آنان را خواهد شناخت؟ پس فرمود: «حکمت را از اهلش بازندارید که به آنان ستم کردهاید، و آن را به نااهلان ندهید که به خودِ حکمت ستم کردهاید».
و ما علمی را که خداوند به ما آموخت و به فضل خویش ما را بدان رسانید، همانگونه که فرمان یافته بودیم، عرضه داشتهایم. پس بر فراگیرنده و جوینده و مشتاقِ آن، واجب است که آن را بپذیرد و در برابرش تسلیم باشد و بدان عمل کند. و پذیرشِ آن کامل نمیگردد مگر با عملِ مشروط به آن، و به کار بستنِ فهمِ عمیقِ آن، و مداومت بر رهایی از بارهای گناهِ آن. پس خداوند به عمل تشویق کرده و بدان فرمان داده و بر آن وعدهی ثواب داده است. چنانکه عزّ و جلّ فرمود: و بگو: عمل کنید! که به زودی خدا و رسولش و مؤمنان، عمل شما را خواهند دید و به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده میشوید و شما را از آنچه انجام میدادید، خبر میدهد. و فرمود عزّ و جلّ: پس هر کس کارهای شایسته انجام دهد و مؤمن باشد، کوشش او ناسپاسی نخواهد شد و ما آن را مینویسیم. و فرمود عزّ و جلّ: پس هر کس هموزن ذرهای نیکی کند، آن را




