که شرح دادیم، دانسته است، میداند که طاعت از خدا است، پس دوست ندارد که در آن مرتکب معصیتی شود».
پس فراگرفتنِ علم و طلبِ آن، بر طالبان و مریدان واجب است، به این صورت که آن را از هر کجا که یافتند، برگیرند و اهلِ آن را بزرگ شمارند و آن را با نرمی و اشتیاق از آنان طلب کنند. زیرا اهل علم مأمور شدهاند که آنچه را به ایشان آموخته شده، پنهان دارند و کسی را که بدون آشنایی و شایستگی به نزدشان آید، از آن منع کنند. و خداوند تعالی آنان را به این امر فرمان داده و فرموده است: و یتیمان را بیازمایید تا آنگاه که به سن ازدواج رسند، پس اگر در ایشان شایستگی یافتید، اموالشان را به ایشان بدهید و آن را به اسراف و شتاب مخورید که مبادا بزرگ شوند. و آن کس که توانگر است باید پارسایی ورزد و آن کس که تنگدست است باید به شیوهی پسندیده از آن بخورد. و چون اموالشان را به ایشان بازدادید، بر آنان گواه بگیرید و خدا برای محاسبه کافی است. و اموالشان همان علم است. پس فرمود: و آن را به اسراف و شتاب مخورید که مبادا بزرگ شوند. معنای آن این است: که علم را از آنان کتمان نکنید. و فرمایش خداوند عزّ و جلّ: آنان که اموال یتیمان را به ستم میخورند، جز این نیست که آتشی در شکم خود فرو میبرند و به زودی در آتشی افروخته درخواهند آمد. و اموال یتیمان، همان علم باطن است. پس «یتیم» کسی است که سرورش، که او را در جایگاه علم




