إِلَيْهِ مِنْ بِلَادِ فَارِسَ إِلَى أَرْضِ الْحِجَازِ وَوَصَلَ إِلَى الْمَدِينَةِ وَهِيَ طَيِّبَةٌ بِأَرْضِ يَثْرِبَ مِنْ قَبْلِ وُصُولِ السَيِّدِ مُحَمَّدٍ -عَزَّ عَزُّهُ- إِلَيْهَا.
به همین دلیل، رسول خدا -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: "اسلام غریبانه آغاز شد، و به زودی همچنان که آغاز شد، باز خواهد گشت، پس خوشا به حال غریبان."
این اشارهای است از او به سَیِّد سلمان سلام از او باد، و او همان اسلام است. و سلمان غریبانه آغاز شد و غریبانه باز خواهد گشت، همچنانکه اشارهای به سَیِّد ابوشعیب محمد بن نُصَیر بن بَکر نُمیری است، زیرا او دو هجرت کرد: یکی از کابلشاه به سوی مدینه، که او ابوخالد عبدالله بن غالب کابلی است، و هجرت دیگر از بصره به سوی بغداد. و ما این را در جای خود ذکر خواهیم کرد. و عمر بن خطاب میگفت: اسلام همان سلمان است.
و روزبه تسلیم بر او باد در زمان پارسیان در سرزمین فارس، دعوت به سوی سَیِّد محمد -عَزَّ عَزُّهُ- و اقرار به او را آشکار کرد. و دلایلی از او برای پدر و خانوادهاش ظاهر شد، از جمله: آنچه از او روایت شده است که به آتشکده داخل شد، پس با ورود او، آتش قَرقَر کرد، همانطور که مرغ خانگی قرقر میکند، و روایت شده است: همانطور که کبک قرقر میکند. و بانگزنندهای از آن آتش ندا داد: ما را با تو چکار است؟ و آتش خاموش شد، در حالی که مجوس دربارۀ آن گفته بودند که سیصد سال خاموش




