بْنُ أَحْمَدَ الْعَبَّادِيُّ فِي كِتَابِ الظُّهُورَاتِ أَنَّ الْمَعْنَى جَلَّ ثَنَاؤُهُ كَانَ ظَاهِرَاً بِالْهَمَيْسَعِ، وَكَانَ بَابُهُ أَحَدٌ إِلَيْهِ التَّسْلِيمُ.
فَهَذَا وَإِنْ لَمْ يُورِدْهُ شَيْخُنَا الْخَصِيبِيُّ شَرَفُ اللَّهُ مَقَامَهُ فِي رِسَالَتِهِ فَقَدْ وَقَعَ بِهِ الْإِجْمَاعُ بَيْنَ أَهْلِ الْإِرْتِفَاعِ، وَلَسْنَا نَدْفَعُهُ، بَلْ نَقُولُ: إِنَّهُمَا يَعْنِي سُقْرَاطَ وَأَدَدَ مِنْ أَشْخَاصِ سَلْمَانَ وَصَفَقَاتِهِ لِأَنَّ الْبَابَ مِنَ الْبَيْتِ مَا فَارَقَهُ مِنْ أَوَّلِ الظُّهُورِ إِلَى آخِرِهِ إِلَّا فِي الْقُبَّةِ الْهَاشِمِيَّةِ فَإِنَّهُ هَاجَرَ إِلَيْهِ مِنْ بِلَادِ فَارِسَ إِلَى أَرْضِ الْحِجَازِ.
همچنین روایت شده است که معنی در میان یونانیان به صورت أرسطو عزتش نیرومند باد ظاهر بود، و إسم -عَزَّ عَزُّهُ- به صورت افلاطون اکبر ظاهر بود، و باب به صورت سقراط تسلیم بر او باد ظاهر بود، و یتیمان[مقداد و ابوذر]به صورت بُقراطیس و جالینوس ظاهر بودند، ودشمن به صورت سوفِسطا خدا او را لعنت کند ظاهر بود. و بکر بن احمد عبادی در کتاب الظهورات روایت کرده است که معنی ستایشش بزرگ باد به صورت همَیسَع ظاهر بود، و باب او أحَد إِلَیهِ التَّسلِیمُ بود.
پس اگرچه این روایت را شیخ ما خصیبی خداوند مقامش را شریف گرداند در رسالهاش نیاورده است، اما توافق میان اهل معرفت باطنی بر آن واقع شده است. و ما آن را رد نمیکنیم، بلکه میگوییم:سقراط و أدَد از اشخاص وجلوههای سلمان هستند،




